دیالهای برنجی تمایل دارند بسیار طولانی دوام بیاورند، زیرا به خوبی در برابر اکسیداسیون مقاومت میکنند، بهویژه اگر لایه خوبی از لاک روی آنها اعمال شده باشد. ترکیب مس و روی در برنج، به مرور زمان لایه محافظ طبیعی ایجاد میکند که به جلوگیری از آسیبهای ناشی از محیط کمک میکند. به همین دلیل است که بسیاری از ساعتسازان همچنان از برنج در مدلهای پایه و میانرده خود استفاده میکنند؛ مدلهایی که مالکانشان نمیخواهند ساعات زیادی را صرف نگهداری صفحه کنند. از سوی دیگر، یاقوت مصنوعی ماده بسیار سختی است، حدود ۹ در مقیاس مواس، بدین معنا که میتواند در برابر بیشتر سایشهای روزمره مقاومت کند و به راحتی خراش نمیخورد. با این حال، برنج در مقابل مواد شیمیایی عملکرد بهتری دارد، در حالی که یاقوت فقط بر حفظ ظاهر بدون خراش سطوح تمرکز دارد. اما نکته منفی در مورد یاقوت این است که اگر ضربه کافی به آن وارد شود، ممکن است ترک بخورد. بنابراین هنگام انتخاب بین این دو ماده، عموماً با این معضل مواجه میشوند: انتخاب برنج برای چیزی که در طول سالها در برابر خوردگی مقاومت میکند، یا انتخاب یاقوت اگر حفظ ظاهری عاری از خراش مهمتر باشد، هرچند در برابر ضربه آسیبپذیر است.
موادی که در طبیعت یافت میشوند، هر کدام چالشهای نگهداری خاص خود را دارند که واقعاً بر هزینه مالکیت و عمر قطعه تأثیر میگذارند. به عنوان مثال صفحههای مادر مروارید را در نظر بگیرید؛ این صفحهها از پوستههای واقعی حلزون دریایی ساخته میشوند و با رنگهای رنگینکمانیشان به شدت زیبا به نظر میرسند، اما بسیار شکننده هم هستند. یک برخورد کوچک یا افتادن میتواند آنها را کاملاً بشکند، بدین معنا که اغلب باید کل صفحه را تعویض کرد. صفحههای مینایی به شکل متفاوتی کار میکنند، زیرا با ذوب شدن شیشه پودری روی سطوح فلزی در دمای بسیار بالا — حدود ۸۰۰ درجه سانتیگراد — ساخته میشوند. آنچه در طول سالها از استفاده اتفاق میافتد این است که ترکهای ریزی به دلیل چرخههای گرمایش و سرمایش و همچنین سایش معمولی شروع به تشکیل میکنند. این ترکهای کوچک زیر سطح شیشهای گسترش مییابند و در صورت عدم مراقبت مناسب، در نهایت ممکن است آب وارد شود. برای هر دو نوع صفحه، شرایط نگهداری خاص اهمیت زیادی دارد. به ویژه مینا در محیطهایی که دما تقریباً ثابت باقی میماند عملکرد بهتری دارد و این امر به جلوگیری از تشدید ترکهای ریز در طول زمان کمک میکند.
هنر حکاکی دستی گیلوشه، صفحههای ساعت را به آثار هنری تبدیل میکند و الگوهای زیبای بازتابدهنده نوری ایجاد میکند که تنها استادان بزرگ میتوانند به آن دست یابند. برای تنها یک صفحه، بیش از ۱۰۰ ساعت زمان لازم است و بافتهای سطحی حاصله هرگز قابل تقلید توسط ماشینهای کارخانهای نیستند. سپس فنون لاککاری گراند فو وجود دارد که در آن هنرمندان لایههایی از شیشه پودر شده را روی فلز قرار داده و آنها را تا حدود ۸۰۰ درجه سانتیگراد حرارت میدهند. حتی کوچکترین اشتباه در طول این فرآیند ظریف به معنای شروع مجدد از ابتدا است. چه چیزی این تکنیکها را منحصربهفرد میکند؟ گیلوشه دارای دقت ریاضیاتی است در حالی که لاک عمق درخشانی دارد که تقریباً شبیه شیشه ذوب شده است. هنگامی که لاک حرارت دیده میشود، ساختارهای کریستالی ریزی تشکیل میشوند که رنگها را درون خود به دام میاندازند؛ همین موضوع توضیح میدهد که چرا قطعاتی که به این روش ساخته میشوند، قرنها به روشنی باقی میمانند. جای تعجب نیست که وقتی یک صفحه واقعاً دستساز وارد بازار میشود، علاقهمندان تمایل دارند سه برابر آنچه برای صفحههای انبوه پرداخت میکنند، بپردازند.
تفاوت بین صفحههای ساعتهای لوکس و آنهایی که در کارخانهها ساخته میشوند، در تکنیکهای پرداخت میکروسکوپی آنها نهفته است. آنگلاژ یا زاویهدهی، لبههای اطراف صفحههای کوچکتر را دقیقاً با زاویه ۴۵ درجه صاف میکند و برآمدگیهای ریزی را که ممکن است باعث انعکاس عجیب نور و عدم وضوح تصویر شوند، از بین میبرد. در مورد صفحههای نوع سانبرست، صنعتگران صفحههای خام را بهطور دستی در برابر چرخهای سایندهٔ خاصی میچرخانند تا الگوهای شعاعی زیبایی ایجاد شود که تنها با بزرگنمایی ۱۰ برابری و از طریق ذرهبین بهوضوح قابل مشاهده است. وقتی به این جزئیات نزدیک میشویم، مشخص میشود که چه کسی وقت گذاشته و چه کسی کار را عجلهای انجام داده است. اگر الگوهای بافت به همریخته باشند، معمولاً نشانهٔ این است که کسی کار را شتابزده انجام داده است. اما اگر خطوط بدون وقفه و یکنواخت جاری باشند، گواه توجه واقعی دستساز به جزئیات است. برندهای برتر در واقع صفحههای خود را با استفاده از نورهای فیبر نوری خاصی بررسی میکنند تا هرگونه نقص بسیار ریزی که ممکن است بر خوانایی زمان تأثیر بگذارد، شناسایی کنند. و نکته جالب اینجاست: ساعتهایی که صفحههایشان حداقل ۲۰۰ بررسی دقیق تحت میکروسکوپ را پشت سر گذاشته باشند، پس از تنها پنج سال در بازار، حدود ۴۰ درصد ارزش بیشتری حفظ میکنند. این موضوع ثابت میکند که هرچند کسی این جزئیات ریز را نمیبیند، اما در بلندمدت باز هم بسیار مهم هستند.
شروع عملکرد واضح با هندسه خوب آغاز میشود. ساعتسازها از سیستم موقعیتگذاری ۱۲/۳/۶/۹ برای قرار دادن نشانگرهای اصلی ساعت استفاده میکنند تا بتوان در یک نگاه به راحتی زمان را تشخیص داد. هنگام خواندن زمان نیازی به فکر کردن نیست. زیرشیافتها نیز باید دقیقاً در جای مناسب قرار گیرند. حتی یک جابجایی کوچک، شاید نیم میلیمتر، وقتی از طریق ذرهبین مشاهده شود، همه چیز را نادرست به نظر میرساند. این اشتباه کوچک باعث میشود مردم کیفیت کل ساعت را زیر سؤال ببرند. به عنوان مثال، شمارندههای کرونومتر را در نظر بگیرید. باید فضای کافی بین آنها وجود داشته باشد تا صفحه شلوغ به نظر نیاید. طراحان همچنین از ترفندهایی برای ظاهر اشیاء استفاده میکنند. گاهی اوقات عقربه دقیقهشمار را بلندتر میکنند یا ضخامت اعداد را تنظیم میکنند تا فضاهای خالی روی صفحه بهتر به نظر برسند. همه این جزئیات مهم هستند، زیرا ویژگیهای پیچیده را قابل خواندن نگه میدارند و در عین حال آن تعادل زیبا را که از ساعتهای ظریف انتظار داریم، حفظ میکنند.
پرداختهای مات در پراکنده کردن نور عملکرد بسیار خوبی دارند که به کاهش براقی کمک میکند و خواندن ساعت را در شرایط کنتراست بالا آسانتر میکند، بهویژه زمانی که کسی ساعت خود را در نور مستقیم خورشید بیرون از ساختمان به همراه داشته باشد. به همین دلیل است که بسیاری از ساعتهای ابزار این ظاهر را انتخاب میکنند. از سوی دیگر، سطوح صیقلی تمایل دارند نور را در همه جهات منعکس کنند و گاهی اوقات دیدن دقیق موقعیت عقربهها را در شرایط نور شدید دشوار میکنند. بافت سطح نیز مهم است. سطوح صفحههای دندانهدار خ scratchهای کوچک را بهتر از سطوح صاف پنهان میکنند، در حالی که صفحههای لاکزنی گران فو (Grand Feu) دارای کیفیت آینهای فوقالعادهای هستند که براحتی حس لوکس بودن را منتقل میکنند. طبق برخی مطالعات، تقریباً دو سوم مجموعهداران ساعت بافتهای مات را با دوام بیشتر مرتبط میدانند، هرچند مردم همچنان پرداختهای براق را دوست دارند چون یادآور کار ساخت با دقت و مهارت بالا هستند. در طراحی ساعت، تنظیم صحیح کنتراست رنگ برای خوانایی سریع بسیار مهم است. به عنوان مثال اعداد سفید روی پسزمینههای تیره یا عقربههای فسفری که در برابر آبیهای غنی برجسته میشوند. این جزئیات کوچک تفاوت بزرگی ایجاد میکنند وقتی کسی باید بدون خیره شدن به سرعت زمان را بررسی کند.
پوششهای محافظ مانند یک سپر نامرئی در برابر انواع آسیب عمل میکنند. این پوششها رطوبت را بیرون نگه میدارند، پرتوهای مضر فرابنفش را مسدود میکنند و در برابر مواد خورنده مقاومت میکنند که در غیر این صورت باعث تسریع اکسیداسیون، کدر شدن و ایجاد خطوط ریز روی سطح میشوند — آسیبهایی که ما تا زمانی که دیر شده باشد متوجه آنها نمیشویم. امروزه بیشتر تولیدکنندگان به استفاده از لایههای شفاف ویژه روی آوردهاند، از جمله مواد نانونسخابی پیشرفته که مقاومت بالایی در برابر خراش دارند. همچنین پوششهای ضدبراق وجود دارند که تضمین میکنند عقربه در هر شرایطی، چه بیرون روشن باشد و چه داخل کمنور، به راحتی قابل خواندن است. قبل از اینکه هر پوششی برای تولید انبوه تأیید شود، تحت استانداردهای آزمون سختگیرانهای قرار میگیرد تا از عملکرد واقعی آن اطمینان حاصل شود.
مطالعات مستقل تأیید میکنند که صفحههای ساعت که تحت آزمایش در محیط کنترلشده قرار گرفتهاند، پس از پنج سال استفاده واقعی ۴۰٪ کمتر دچار فرسودگی میشوند. این اعتبارسنجی بهطور مستقیم هم ظاهر و هم عملکرد را حفظ میکند و اطمینان حاصل میشود که نشانگرهای صفحه همچنان نورانی باقی بمانند، سطوح در برابر خراشهای میکروسکوپی مقاومت کنند و صفحه ساعت در طول زمان شخصیت اصلی خود را حفظ کند.